آخرین خبرها

رازهای باستانی /آنانوکی ها در افسانه های سومری ؛ مسافرانی از نیبیرو

سایت بدون – داستان سومری ها و خدایان فرازمینی آن ها که در لوح های یافته شده در میان رودان (بین النهرین ) بسیار جذاب است ، این خدایان مسافر از سیاره نیبیرو حتی اگر واقعیت هم نداشته باشند بازهم نشان از خلاقیت یک قوم در داستان پردازی دارند.

در افسانه های سومری ، آنانوکی ها خدایانی هستند که از یک سیاره مرموز به نام نیبیرو به زمین آمده اند ،

بر اساس الواح سومری که توسط ذکریا سیچن ترجمه شد، آنانوکی ها ۴۴۵۰۰۰ سال پیش به زمین امدند . آن ها در سیاره ای به نام نیبیرو زندگی می کردند که دو سه برابر زمین هست و تقریبا هم اندازه زحل هستش این سیاره خارج از منظومه شمسی است. و در مدار ۳۶۰۰ ساله که یک شار محسوب میشه به دور خورشید می چرخد و در هر بار عبورش از میان مریخ و مشتری عبور می کند

ابتدا باید بدانیم که نیبیرو کجاست؟

سیاره نیبیرو، در فرهنگهای مختلف اسامی بسیار دیگری نیز دارد از جمله ، سیاره ایکس، سیاره دوازدهم ، ماردوک، پارادیس، مامن آسمانی ، و پادشاهی آسمانها و …. گرچه نیبیرو را سیاره دوازدهم خوانده اند، جالب اینست که این سیاره به منظومه شمسی ما تعلق ندارد. در حقیقت، سیاره ای است از یک منظومه شمسی دیگر که ستاره دیگری ، خورشید آن بوده و خاموش شده است. نیبیرو هرگز از زمین مرئی و قابل رویت نبوده اما ستاره ای که مرکز منظومه شمسی نیبیرو بوده است، از زمین قابل مشاهده بوده است. شکل مدار نیبیرو به آنانوکی ها این مزیت و برتری را بخشیده است که رصد خانه ای متحرک داشته باشند که از آن بتوانند بسیاری از سیارات دیگر نزدیک مدار خود را مشاهده کرده و مورد بررسی و مطالعه قرار بدهند.
انسانهای اولیه در سومر و بابل به ترتیب نام این سیاره ایکس را نیبیرو و ماردوک گذاشته بودند. گفته می شود که مردم بین النحرین فکر می کردند که نیبیرو دوازدهمین سیاه منظومه شمسی ماست و همان بهشتی است که خدواندگاران و خدایان آنها در آن اقامت داشته و از آن می آمدند.

در سالهای اخیر ، نوشته های فرضی و خیالی بسیاری در مورد سیاره ایکس – که به نیبیرو مشهور است – منتشر شده است. بیشتر این نوشته ها بر اساس کتاب زکریا سیتچین ، به نام سیاره دوازدهم – قرار دارند. سیچین به مانند داروین و ویلیکووسکی ، از تئوری های مربوطه خود استفاده می کند تا ادعای خود را ثابت نماید. سوالی که مطرح می شود این است : آیا نیبیرو واقعاٌ وجود دارد ؟ جواب به این سوال به طور یقین، بله است.

آنوناکی ها

نیبیرین ها ، مردم نیبیرو ، اغلب آنوناکی ، نفلیوم، الوهیوم ( معادل خدایان) ، و ماردوکی ها نامیده می شوند. ما آن ها را همان زیرا سومری های آن زمان و برخی نیز در حال حاضر ، این نام را به کار گرفته و می گیرند. کلمه آنوناکی به معنای : از آسمان بر زمین آمدگان می باشد. در انجیل عهد عتیق ، این ملاقات کنندگان آسمانی و بهشتی ، آناکیم خوانده شده اند.

آنوناکی به معنای فرزندان شاهزاده یا فرزندان آنو است. در بعضی از ترجمه های حماسه گیلگمش آنوناکی بنام “ارواح بزرگ” نیز شناخته شده است.

بر طبق اسطوره شناسی جهان آکسفورد، آنوناکی: “خدایان بسیار کهن و اولیه سومری هستند؛ آنها خدایان باروری جهان زیرین نیز می باشند، که در نهایت به عالم مردگان ربط پیدا می کنند، جایی که مردگان مورد قضاوت قرار می گیرند و نام آنها از خدای قدیمی آسمان که آنو (آن) نام دارد گرفته شده است

طبق افسانه ها ،در دورانی نیبیرو ، را نژادی از خزندگان اشغال کرده بودند و حکومت آن در دست کسانی بود از طبقه ممتاز اشرافی ، که به زبان عبری به آنها نفیلیم یعنی کسانی که از آسمانها به زمین آمده اند ، می گفتند. در آن زمان ، آنوناکی ها از نظر تکنولوژی ، نژاد فضایی بسیار پیشرفته ای بودند. در حقیقت تمدن آنها در زمان خود سرآمد دیگر تمدن ها ، و برترین بوده است. آنوناکی ها خورشید سیاره خود را زائوس “ZAOS می نامیدند.

آنوناکی ها نژادی جنگجو ، متخاصم و تسخیر کننده هستند. آنها درنده و تندخو، اهریمنی و شرور، شهوانی ، غیر قابل اطمینان، تشنه به خون، مکار ، حسود و سلطه جو هستند. آنها بر کسانی که غلبه می کنند و تحت فرمان خود در می آورند و کسانی را که به بردگی می گیرند ، می خواهند که از بین دوشیزگان خود افرادی را قربانی کنند .

طبق افسانه سومری ها در زمانی که آنانوکی ها به زمین آمدند انو پادشاه نیبیرو بود و بعد از اینکه توسط آلالو خبر به او رسید که در زمین طلای لازم برای ترمیم جو سیارشان وجود دارد ، دو پسر و یک دخترش را با تعدادی کارگر به زمین فرستاد که طلا استخراج کنن و به نیبیرو بفرستن – بعد ها که کارگر ها به خاطر سختی و زیادی کار شورش کردند ، آنکی و خواهرش (نینماه) با دستکاری ژنتیکی انسان های نئاندرتال ( که قبل از آنوناکی ها در زمین زندگی می‌کردند و شعور کمی داشتند ) ، انسان های کرومگنون (انسان های کارگر) رو به وجود آوردند و بعد ها با آمیزش آنوناکی ها و انسان ها ، انسانه ای هوشمندتری که انسان امروزی هست (هموسایپین) به وجود آمدند که تا امروز زندگی می کنند آنوناکی ها انسان را خلق نکردند بلکه دست کاری ژنتیکی کردند شاید اگر این کار را نمی کردند چند میلیون سال بعد خود انسان ها کم کم باهوشتر می شدند اما با دخالت آنوناکی ها این پروسه خیلی سریعتر اتفاق افتاد. خدای هستی هم که آنوناکی ها رو آفریده بود با روندی که اتفاق افتاد موافق بود چون هیچ مانعی بر سر راه آنوناکی ها در مورد دخالت ژنتیکی انسان ایجاد نکرد.

در این افسانه ها گفته شده مردمان سیاره نیبیرو حدود ۴۵۰ هزار سال قبل برای استخراج طلا به زمین آمدند.

سیاره نیبیرو به دلیل اینکه در معرض طوفان های خورشیدی قرار گرفته بود اتمسفرش صدمه دیده بود. آنها از طلا برای ترمیم جو سیاره خود استفاده می کردند. جالب آنکه امروزه دانشمندان می گویند با نانو ذرات طلا میتوان جو را باز سازی کرد!

پس از آنکه نخبگان نیبیرو به زمین آمدند. برای استخراج طلا از معادن به نیروی کار احتیاج داشتند. بنابراین گونه ای از انسان های نخستین را که نئاندرتال نام داشتند. با انجام آزمایش های ژنتیکی بر رویشان به انسان های هوشمند تبدیل کردند. البته نه به هوشمندی امروز در حدی که بتوانند فرمان های آنان را اجرا کنند.

Enki که فرمانده آنها بود. در باورهای سومریان باستان به عنوان خدای “علم” شناخته می شود، قسمت هایی از آرایش ژنتیکی نیبیرویی ها را بر روی موجودات زمینی اعمال کرد و از آنان گونه هایی هوشمند و پیشرفته را ساخت.

مسافرین نیبیرو، ۸ شهر بزرگ را بر روی سیاره زمین ایجاد کردند. و مشغول استخراج طلا از زمین شدند.

پس از گذشت سالها به تدریج بین آنوناکی ها و انسانها روابط جنسی صورت گرفت و انسان تا حد زیادی از ژن های آنوناکی را به ارث برد. نسلهای بعدی هوشمند و هوشمندتر شدند. و بلاخره انسان آنقدر هوشمند شد. که دیگر از کار کردن در معدن های آنوناکی ها امتناع کردند.

در این زمان بود که آنوناکی ها به فکر از بین بردن نسل بشر افتادند. و آن شهر های بزرگ را همراه انسانهای هوشمند از بین بردند. همانگونه که در مرز هندوستان و پاکستان نیز شواهدی از انفجارهای هسته ای در زمان باستان نشانه ای زیادی یافت شده. آنوناکی ها از روشهای هسته ای و ایجاد سونامی برای از بین بردن شهر های لب دریا استفاد ه کردند. گفته شده شهرهایی مثل آتلانتیس هم قربانی چنین حوادثی شده اند!

طوفان نوح به روایت سومری ها

بر اساس نوشته های ترجمه شده از سوی زکریا سیتچین، شهرهای ساخته شده توسط بیگانگان، در جریان طوفان بزرگ (داستان حضرت نوح) در حدود ۳۰ هزار سال قبل، به کلی از بین رفتند.
طبق افسانه های سومری انلیل فرزند نامشروع پادشاه نیبیرو «انو» سیاره انوناکی ها بود. از زاد و ولد انسان های جهش یافته و افزایش جمعیت خیلی نگران و ناراحت بود این مسائل در کتیبه ها بدقت و مفصل در موردش صحبت شده است که در آن دوران نگاشته شده است.

انکی هم که معنی خدای دریاها بوده و یکی از مسئولین روی زمین علاوه بر انلیل بوده او باعث این افزایش جمعیت بود پس اختلافاتی بین این دو همیشه چه بر سر قدرت چه بر سر این موضوع ادامه داشته؛ تا جایی که انلیل تصمیم میگیرد که نژاد بشری را نابود کند. با همون سیستم طوفان که ما میشناسیمش اما داستانش چیزی نیست که در کتب مذهبی اورده شده! در این داستان در کتیبه امده انکی طرف انسان رو میگیره و نقش نجات دهنده رو بازی می کند.

طبق الواح سومری انکی به زیوسدرا «همون نوح» توصیه و دستور می دهد تا کشتی بسازد «خیلی ها اعتقاد دارند زیر دریایی بوده البته باورش برای همه سخته» این داستان ها زمانی سروده و مکتوب شده که هیچ دینی وجود نداشته!

در شهر باستانی “اور” در عراق و دیگر شهر های باستانی در عراق شواهدی دال بر یک سیل بزرگ را داریم. همچنین در افسانه های زیادی در تمام دنیا از یک سیل بزرگ سحن گفته شده. که در دوران باستان سیلی از سوی خدایان فرازمینی بر سر بشر آمده!



برچسب‌ها: , , , , ,

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

add_action('wp_head','telegram_seo_link'); function telegram_seo_link(){ if (is_single()) { global $post; $thumbnail = wp_get_attachment_image_src( get_post_thumbnail_id($post->ID), 'full' ); echo ' '; } }