آخرین خبرها

بایگانی/آرشیو برچسب ها : کاربرد ضرب المثل

ریشه و داستان ضرب المثل «نه سرپیازم ، نه ته پیاز»

سایت بدون – پیاز یکی ازقدیمی ترین و پر مصرف ترین خوراکی های جهان است که هم به صورت خام و مجزا و هم به صورت چاشنی برای خوشمزه کردن غذاهای دیگر مورداستفاده قرار می گیرد، آن چیزی که ما به عنوان پیاز می شناسیم ، در واقع همه پیاز نیست ، پیاز از سه قسمت سر یا گل، ساقه ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل «چارپایی بر او کتابی چند»

سایت بدون – زنبور بی عسل را که می دانید در دنیای ضرب المثل های فارسی چیست؟ همان عالم بدون عمل است ، یعنی همان کسی زیاد کتاب خوانده اما به هیچ کدام از چیزهایی که خوانده عمل نمی کند و رفتارش با علمی که دارد نمی خواند ، کسی که فقط حرف می زند …البته تعریف یک کم بی ... بیشتر بخوانید »

ریشه وداستان ضرب المثل « گر تو بهتر می زنی ، بستان بزن »

سایت بدون – اصل ماجرای این ضرب المثل به مثنوی معنوی مولانا برمی گردد، داستانی مربوط به یک نی زن که رویمان نمی شود بنویسیم ، هرچند که خیلی هم بد نیست اما بهتر است خودتان بخوانید ، این ضرب المثل زمانی به کار می رود که کسی در جای اعتراض و نقد قرار می گیرد و ادعا می کند ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل«با دمش گردو می شکنه »

سایت بدون – موش خیلی گردو دوست دارد و رسیدن به گردو یکی از بهترین لحظه های زندگی او است ،می گویند که موش وقتی به گردو می رسد ، آن قدر خوشحال می شود که فراموش می کند دم او یکی از نرم ترین و نازک ترین دم ها میان حیوانات است و می خواهد با این دم نرم ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل «این را که می دهی به طبیب، بده به بیمار»

سایت بدون – قدیم این گونه نبود که طبیبان که دکترهای عصر خودشان باشند حق ویزیت داشته باشند و با کارت خوان و غیر کارت خوان مبلغی را از بیمار بگیرند، این گونه بود که خانواده بیمار به تناسب ثروت خود چیزی به طبیب می دادند ، این حق قدم پزشک از تخم مرغ می توانست باشد تا گاو و ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل« آفتابه لگن هفت دست ، شام و ناهار هیچی »

سایت بدون – در قدیم سیستم لوله کشی آب نبود، برای همین شیر برای دستشویی هم وجود نداشت، آن زمان هم مردم با دست غذا می خوردند.برای همین در میهمانی ها برای این که میهمان قبل از خوردن غذا دست هایش را بشورد از آفتابه و لگن استفاده می کردند ، یعنی آب را با آفتابه های مسی روی دست ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل « با یکدست نمی توان دو تا هندوانه برداشت»

سایت بدون – بعضی چیزها ربطی به میزان زور یا قدرت شما ندارد، بعضی چیزها ربطی به میزان تلاش یا سعی شما ندارد، بعضی چیزها و بعضی کارها را نمی توان انجام داد چون ظرفیت انجام دادن آن ها وجود ندارد، مثلا به دستان خود نگاه کنید، یک ظرفیت محدودی دارد برای بلند کردن میوه حجیم و بزرگی مثل هندوانه ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل«شست پات تو چشمات نره»

سایت بدون – چگونه ممکن است شست پای یک نفر به چشمانش وارد شود؟ امتحان کنید ، هیچ جور امکان ندارد که این اتفاق بیفتد ، هر چقدر هم که ناشی یا دست و پاچلفتی باشید هم این کار امکان ندارد، پس این کار را می توان نقطه پایانی دست و پا چلفتی بودن یا نقطه اوج ناشی بودن در ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل « شب سمور گذشت و لب تنور گذشت»

سایت بدون – یک شب را در نظر بگیرید که زمستان است و سرد است و آدم یخ می زند حالا تصور کنید که دو نفر باشند ، یکی سلطان محمود غزنوی که پادشاه است و خودش را در گرمای پوششی که از پوست سمور پوشیده محافظت می کند تا از این شب عبور کند و دیگری آدم فقیری که ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل «میمون پیر دستش را داخل نارگیل نمی کند»

سایت بدون – در هندوستان شیوه عجیبی برای شکار میمون ها وجود دارد، آن ها داخل یک نارگیل یک سوراخ ایجاد می کنند و داخل آن سوراخ هم یک موز قرار می دهند و آن را زیر خاک قرار می دهند ،میمون که می خواهد موز را بردارد ، دستش را داخل سوراخ می کند و چون نمی خواهد میوه ... بیشتر بخوانید »