سایت بدون – پولی که برادرعروس از داماد گرفته بود تا پدرش را به این ازدواج راضی کند در حالی باعث قتل وی شد که متهم بعد از دو سال فرار سرانجام دستگیر و محاکمه شد.
رسیدگی به این پرونده از سال ۹۷ با کشف جسد نگهبان یک ساختمان نیمه کاره در محل کارش آغاز شد و آثار بهجا مانده روی جسد نشان میداد قاتل پساز درگیری با مرد جوان او را با ضربات متعدد چاقو از پا در آورده است. تحقیقات مأموران با شناسایی هویت مقتول و خانوادهاش که اهل افغانستان بودند ادامه پیدا کرد و مشخص شد که فقط خواهر مقتول در ایران زندگی میکند. در حالیکه خانواده مقتول برای طرح شکایت به ایران احضار شده بودند و تحقیقات پلیس برای شناسایی قاتل تقریباً به بنبست رسیده بود، برادر مقتول سرنخ جنایت را به مأموران داد.
او پس از تماس با پلیس ایران گفت: من رازی را میدانم که میتواند معمای قتل برادرم را فاش کند. برادرم چند سال قبل از شوهرخواهرم پولی قرض گرفته بود و پس نمیداد و شوهرخواهرم از دست او عصبانی بود. از آنجا که برادرم مرد آرامی بود و با کسی هم دشمنی نداشت فکر میکنم علت قتل برادرم همین موضوع باشد. شوهرخواهرم چند روز پیش از این ماجرا با من تماس گرفت و پیگیر برادرم شد که من گفتم او در تهران سرکار است. بعد هم خواهرم را برداشت و به تهران آمد.
پساز این اظهارات مأموران به سراغ مجتبی شوهرخواهر مقتول رفته و او را شناسایی و دستگیر کردند. اما او در ابتدا منکر قتل شد تا زمانی که خواهر مقتول به پلیس گفت: شوهرم روز حادثه گفته بوده که با برادرم قرار ملاقات دارد. همین موضوع باعث شد تا مجتبی به قتل برادرزنش اعتراف کند و در توضیح ماجرا نیز گفت: چهارسال قبل عاشق لاله شدم و به خاطر ازدواج با او مطابق رسم افغانها شیربهای سنگینی را جور کردم تا به خانوادهاش بدهم و بتوانم با لاله ازدواج کنم اما پدرش راضی به ازدواج دخترش با من نمیشد تا اینکه برادر لاله از من خواست برای رضایت گرفتن از پدرش پولی به او بدهم البته قرار شد آن پول را بهصورت قرض یک ماهه به او بدهم. من هم قبول کردم. اما بعد از گذشت یک ماه او از پس دادن پول سر باز زد. بالاخره من و لاله باهم ازدواج کردیم و چند سالی هم بهخاطر همسرم سکوت کردم. پس از مدتی متوجه شدم که برادر زنم در شیراز مشغول به کار شده به سراغش رفتم تا پولم را پس بگیرم، او گفت که قرضش را پس میدهد اما بازهم پولم را نداد تا اینکه در تماس با برادرش متوجه شدم به تهران آمده که بازهم به سراغش آمدم، هرچه به او گفتم که پولم را پس بدهد توجهی به حرف هایم نکرد احساس کردم او از من باج گرفته است، همین موضوع مرا عصبانی کرده بود. بعد هم منکر بدهیاش شد و شروع به فحاشی کرد، با چاقو به من حمله کرد و من از شدت عصبانیت با او درگیر شدم، پس از گرفتن چاقو چند ضربه به او زدم و فرار کردم.
پساز اعترافات متهم، کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد، سرانجام صبح دیروز متهم پشت میز محاکمه ایستاد.
در ابتدای این جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند و در ادامه متهم به جایگاه رفت و گفت: من از کرده خودم پشیمانم. قصدم کشتن برادرزنم نبود و برای دفاع از خودم مرتکب قتل شدم. او از من کلاهبرداری کرده بود و این موضوع آزارم میداد. من عاشق زنم بودم اما حالا او نیز مرا ترک کرده است. از اولیای دم درخواست بخشش دارم.
با پایان جلسه دادگاه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
مطلب پیشنهادی
ریشه و داستان ضرب المثل «معما چو حل گشت آسان شود»
سایت بدون – وقتی مشکلی پیش می آید موضوع پیچیده است ، فکر همه درگیر …