بایگانی برچسب: معنی ضرب المثل

ریشه و داستان ضرب المثل «مثل سگ پشیمون است»

سایت بدون – می گویند روزی سگی بود که در خیابان زندگی می کرد مردم برایش غذایی می ریختند و او از آن ها استفاده می کرد یک روز او با خودش گفت این چه زندگی است که من دارم بروم کاری برای خودم پیدا کنم و غرور خودم را حفظ کنم اول رفت سگ پلیس شد مدتی کار کرد …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «شیر تو شیرشدن»

سایت بدون – در دین اسلام کسانی که از یک زن، شیر می خورند خواهر و برادر رضاعی محسوب می شوند و در مورد آن حکم محرمیت حاکم است در زمان قدیم که خانواده های متعددی در یک خانه زندگی می کردند این که کدام بچه از کدام زن شیر خورده است بسیار مهم بود چرا که اکثر ازدواج ها …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «اول برادریت را ثابت کن»

سایت بدون – زمانی مردی ثروتمند تازه مرده بود فرزندان او دور هم جمع شده بودند تا درباره میراث او تصمیم بگیرند تا معلوم شود چه چیزی به کدام فرزند می رسد ناگهان مردی وارد جمع شد و گفت من برادر شما هستم پدر شما در سفری که به شهر ما داشت با مادر من ازدواج کرده فرزندان مرد گفتند: …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «نخوردیم نون گندم دیدیم دست مردم»

سایت بدون – در قدیم نان گندم، بهترین نان و خوشمزه ترین آن ها حساب نمی شد در قدیم رسم بر این بود که هر کس محصول خود را در آسیاب آرد می کرد و از نان می پخت اما خب برای این که این محصول اگر گندم بود، به کل سال برسد میان آرد آن ، آرد سایر غلات …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «آب از دریا بخشیدن»

سایت بدون – آب دریا برای هیچ کس نیست همه می توانند از آن استفاده کنند و بردارند کسی که آب دریا را هدیه می دهد ؛آدم زرنگی است که منت بگذارد این ضرب المثل درست مثل ضرب المثل «ازکیسه خلیفه بخشیدن است» این ضرب المثل برای توصیف آدم هایی به کار می رود که می خواهند منت دادن یا …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «آسوده خودم که خر ندارم»

سایت بدون – اصل این ضرب المثل از این بیت زیر از فرهنگ عامه است: آسوده خودم که خر ندارم / از کاه و جواَش خبر ندارم این بیت معنای ساده ای دارد داشتن حیوان چارپایی مثل اسب یا خر زمان قدیم بسیار به کار می آمد این حیوانات در حمل و نقل آدم ها و بارها بسیار کمک حال …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «شاهد از غیب رسید»

سایت بدون – شاهد در آسانترین معنا یعنی کسی که شهادت می دهد در قدیم که هنوز دوربین مدار بسته وجود نداشت مردم برای آن که ثابت کنند راست می گویند، کسی را می آورد که در جریان حرفی که می زند بوده تا گواهی بر صداقت مدعی بدهد گاهی بعضی از اتفاقات شاهد نداشت یا مدعی خیال می کند …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «ماه پشت ابر نمی ماند»

سایت بدون- شب ها روشنی زمین از ماه است حداقل آن زمان که این ضرب المثل را می ساختند، هنوز خیابان ها با چراغ ها روشن نمی شد و تنها چیزی که باعث می شد آدم ها در شب ببیند و همه چیز را تشخیص بدهند نور ماه یا مهتاب بود بعضی وقت ها امر در شب آسمان ابری می …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «آب از آب تکان نخورد»

سایت بدون – دریای طوفانی برای هر دریانوردی کابوس است حتی امروزه که صنعت کشتی رانی پیش رفته بازهم وقتی هوا مساعد نیست و دریا موج های سهمگین دارد ناخداها از شرایط راضی نیستند چه برسد به قدیم که احتمال گم شدن در دریا هم بود در مقابل وقتی هوا آفتابی است و آب ساکت است، کشتی رانی کار راحتی …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «چوب خدا صدا ندارد»

سایت بدون- چوب زدن معنای تنبیه کردن می دهد آدم ها وقتی که کسی را با چوب می زنند ، صدایی بلند می شود اما تنبیه خدا این گونه نیست این ضرب المثل زمانی به کار می رود که بخواهند بگویند، تاوان و تنبیه ای خدا در نظر می گیرد، در زمان و مکانی است که انتظارش را نداری و …

توضیحات بیشتر »