آخرین خبرها

ریشه و داستان ضرب المثل « شب سمور گذشت و لب تنور گذشت»

سایت بدون – یک شب را در نظر بگیرید که زمستان است و سرد است و آدم یخ می زند حالا تصور کنید که دو نفر باشند ، یکی سلطان محمود غزنوی که پادشاه است و خودش را در گرمای پوششی که از پوست سمور پوشیده محافظت می کند تا از این شب عبور کند و دیگری آدم فقیری که برای از این سرما رهایی پیدا کند خودش را به یک تنور رسانده تا گرمش شود ، هر دوی این ها شب را پشت سر می گذراند . این دست مایه یکی از ضرب المثل های فارسی است که فرم شعر گونه آن می شود

شنیده‌ایم که محمود غزنوى، شب دِى
شراب خورد و شبش جمله در سَمور گذشت
گداى گوشه ‏نشینى لب تنور گرفت
لب تنور بر آن بینواى عور گذشت‏
على الصّباح بزد نعره‏اى، که اى محمود
شب سَمور گذشت و لب تنور گذشت‏
شب یلدا هم می گذرد، چه در پوست سَمور

، چه لخت و عورْ کنارِ تنور!
گنج و رنج و غم و شادىّ جهان در گذر است
عاقل آن به که در اندیشه‏ پایان باشد

این ضرب المثل می خواهد بگوید دنیا می گذرد و غم و شادی آن دائمی نیست و موقتی است.

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , ,

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

add_action('wp_head','telegram_seo_link'); function telegram_seo_link(){ if (is_single()) { global $post; $thumbnail = wp_get_attachment_image_src( get_post_thumbnail_id($post->ID), 'full' ); echo ' '; } }