داستان و ریشه ضرب المثل « دعاکن بابات بمیره ،این مکتبدار نشد …»

سایت بدون – در قدیم که مدرسه نبود ، کودکان به مکتب می رفتند و درس می خواندند ، مکتبدارها که معمولا به آن ها آخوند می گفتند ، به این کودکان سواد مقدماتی و قرآن خواندن می آموختند ، مثل همین روزها برای کودکان سخت بود که صبح زود از خانه و بازی دل بکنند و تحت آموزش قرار بگیرند ، یک روز مکتبدار پیری شنید که کودکی دارد دعا می کند که :«خداکند این مکتبدار ما بمیرد تا مجبور نشوم هر روز بیایم اینجا …» مکتبدار به او گفت:« دعا کن بابایت بمیرد و گرنه این مکتبدار نشد یک مکتبدار دیگر …»

این ضرب المثل زمانی به کار می رود که بخواهی به کسی بگویی مشکل جای دیگری است و باید اصل ماجرا را بفهمی وگرنه افراد در ماجرا نقشی ندارند

 

مطلب پیشنهادی

چرا پژمان بازغی نمی تواند موفقیت کودک شو را تکرار کند/فرود پس از اوج

پژمان بازغی پس از اجرای مسابقه شبکه نسیم با ویژه برنامه ناکام «جام آرزوها» حضور …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *