آخرین خبرها

تاریخی

حکایت کوتاه/او دنبال مرد کاملی می گشت

سایت بدون -ملا نصر‌الدین با دوستی صحبت می‌کرد. خوب ملا، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌ای؟ ملا نصر‌الدین پاسخ داد:  فکر کرده‌ام. جوان که بودم، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم اما او از دنیا بی‌خبر بود. بعد به اصفهان رفتم؛ آن جا هم ... بیشتر بخوانید »

نادرشاه؛ بنیان گذار نیروی دریایی مدرن ایران

الوار مورد نیاز نخستین نیروی دریایی کشور، از شمال به جنوب برده شد تا کشتی ها صددرصد ایرانی باشد سایت بدون – برخی از مورخان، به اشتباه معتقدند که ایرانیان، جز در برخی دوره‌های باستان، اصولاً در پی ایجاد نیروی دریایی قوی نبوده‌اند و آن‌چه امروز به نام نیروی دریایی ایران می‌شناسیم، طی حدود یک قرن گذشته شکل گرفته است. ... بیشتر بخوانید »

بانک های سوییسی چگونه از طلاهای هیتلر محافظت کردند؟/ روی زشت امانتداری

سوئیس را به خاطر ساعت‌ها، اسکی و شکلات‌های باورنکردنی‌اش می‌شناسیم، اما حتی بیشتر از آن برای صنعت بانکداری که به دلیل پنهان‌کاری و بی‌طرفی‌اش در تمام دنیا بی‌نظیر است. بی طرفی و پنهان کاری جنبه تاریکی دارند، زیرا در طول جنگ جهانی دوم، آلمان از بانک های سوئیسی برای پیشبرد اهداف جنگی خود استفاده کرد و از زمان پایان جنگ، ... بیشتر بخوانید »

حکایت تاریخی / اصالت مهم است یا تربیت

سایت بدون – روزی شاه عباس به شیخ بهایی گفت : آدم ها در جامعه بر اساس تربیت عمل می کنند یا اصالت شیخ بهایی جواب داد: از نگاه من اصالت شاه عباس گفت: من فکر می کنم تربیت بیا تا چیزی به تو نشان بدهم با هم به درون کاخی رفتند کاخ تاریک بود و شاه عباس دست هایش ... بیشتر بخوانید »

حکایت کوتاه/ هیچ چیز بی حکمت نیست

پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را می‌طلبید وزیرش گفت: «هیچ کار خداوند بی‌حکمت نیست.» . پادشاه از شنیدن این حرف ناراحت‌تر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند.  روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار ... بیشتر بخوانید »

حکایت تاریخی/ انشاالله پاک است

سایت بدون – فردی فقیر که برای نگه داری روغن اندک خود خیک نداشت، روباهی شکار کرد و از پوست آن خیک روغن ساخت. به او گفتند:« پوست روباه حرام است.» او برای نظر خواهی نزد یک نفر مکتب دار رفت و سوال کرد. مکتب دار عصبانی شد و گفت: « تو نمی دانی که روباه حرام است؟!» . مرد ... بیشتر بخوانید »

حکایت تاریخی/ دو کبک که شهادت قتل دادند

سایت بدون – شخصی بر سفره امیری مهمان بود، دید که در میان سفره . دو کبک بریان قرار دارد، پس با دیدن کبک ها شروع به خندیدن کرد . امیر علت این خنده را پرسید، مرد پاسخ گفت: در ایام جوانی به کار راهزنی مشغول بودم. روزی راه بر کسی بستم آن بینوا التماس کرد که پولش را بگیرم ... بیشتر بخوانید »

حکایت تاریخی/ من با این بی ناموس ها باید مملکت را اداره کنم

سایت بدون – روزی ناصرالدین قاجار وهمرامانش رفتند به باغ دوشان تپه، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت، نظر شاه را جلب کرد، فوری کاغذ و قلم برداشت و شروع به نقاشی کشیدن از آن گل کرد. تمام که شد، انرا به درباریان نشان داد و پرسید چطور است؟مستوفی الممالک پاسخ داد “قربان خیلی خوب است”.اقبال الدوله گفت “قربان حقیقتا ... بیشتر بخوانید »

حکایت تاریخی/ماجرای دولتمرد قاجار که روضه تراموا درخواست کرد

امین السلطنه در دوران ناصری و مظفری یکی از شخصیت‌های سیاسی بود، اما سواد درستی نداشت و نمی‌توانست کلمات را به درستی ادا کند. روزی او روضه تراموا خواست و همه را در حیرت فرو برد. سایت بدون –  پس از سقوط اصفهان به دست لشکر افاغنه، نوعی از ملوک الطوایفی بر ایران حاکم شد و حکومت‌های متقارن در شیراز، خراسان و بخش‌های ... بیشتر بخوانید »

دکترگچت؛ تابلویی که ون گوگ در آن یک دوست می دید

سایت بدون – ون‌گوگ مهم‌ترین هنرمند سبک امپرسیونیسم داستان زندگی عجیب‌و‌غریبی دارد؛ از عشق‌های نافرجام تا بستری شدن در بیمارستان روانی… یکی از نقاشی‌های این هنرمند هلندی، پرتره‌ شخصی‌ست که خود ونگوگ او را دکتر گچت نامیده! وینسنت یا به فرانسوی ونسان ون‌گوگ، پرتره دکتر گچت را در سال ۱۸۹۰ کشید؛ همان سالی که مدتی بعد پایانی بر ۳۷ سال ... بیشتر بخوانید »

?????? ???? 8 ??