بایگانی برچسب: اصطلاحات فارسی

ریشه و داستان ضرب المثل « مگر ماست در دهان داری؟»

سایت بدون – کسی را در نظر بگیرید مقدار زیادی ماست در دهان دارد در همین حین کسی سئوالی از او می پرسد او اگر دهانش را باز کند و جواب بدهد ماست بیرون می ریزد و آبرویش می رود و اگر جواب منفی بدهد مجبور است توضیح بدهد چرا مخالف است برای همین با یک تکان دادن سر می …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «تا خرخره فرو رفتن»

سایت بدون – خرخره در میان گردن انسان وجود دارد آدم اگر تا خرخره در چیزی فرو رود تا غرق شدن فاصله کمی دارد فرقی نمی کند آدم در آب فر رود یا گل وقتی ان چیز به خرخره برسد فقط به اندازه یک سر فرصت برای نجات وجود دارد و گرنه کار تموم است این ضرب المثل در مورد …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «مثل لبو سرخ شدن»

سایت بدون – لبو از چغندر پخته حاصل می شود چغندر در گذشته می گذاشتند تا خوب بپزد وقتی خوب پخته شد، به قرمزی پررنگی می رسد که گویی از قرمز تر وجود دارد از طرف دیگر انسان هنگام خجالت کشیدن، صورتش گرم و سرخ می شود این ضرب المثل درباره کسی به کار می رود که شرمسار یا خجالت …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «چوبش را خوردیم»

سایت بدون – چوب خوردن یکی از تنبیه های مرسوم در زمان قاجاریه بود اگر کسی جرمی مرتکب می شد یا حتی کاری می کرد که به مذاق پادشاه، عوامل حکومتی، خان ها و… خوش نمی آمد او را با چوب می زدند به همین دلیل چوب خوردن معادل مجازات شدن یا توان دادن است و معمولا در مورد پاداش …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «باسمه ای»

سایت بدون – باسمه ای یا باصمه ای در مقابل قلمی به کار می رود کار هنری که با قلم انجام می شود منحصر به فرد و اصیل است فرد روی آن وقت گذاشته است و دقت فراوانی در تولید آن به کار برده است در مقابل کار باسمه ای که کار چاپی است اگر چه می تواند ظاهری فریبنده …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «شیشه عمرش دست من است»

سایت بدون – در افسانه های ایرانی، شیشه ای به نام شیشه ی عمر دارند و از آن به دقت نگه دار ی می کنند. هر گاه این شیشه به دست انسان بیفتند، مالک عمر و زندگی دیو می شود، زیرا با شکستن شیشه دیو نیز خواهد مرد.به عنوان مثال رستم در هفت خوان وقتی می خواهد به جنگ دیو …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «مثل موم در دستش نرم است»

سایت بدون – برخی اعتقاد دارند که این ضرب المثل به داوود پیامبر برمی گردد داوود پیامبر صنعت گر بود و از آهن زره می ساخت اما آن قدر قدرت بدنی اش بالا بود که نیاز نداشت که برای شکل دادن به آهن، آن را ذوب کند او آهن را همین طور با دستانش نرم کرد انگار موم در دست …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «بال در آوردن»

سایت بدون – خیلی از آدم ها وقتی خوشحال می شوند به صورت ناخودآگاه به سمت بالا می پرند می توان به طور استعاری این پریدن را به پرواز تشبیه کرد و بال داشتن نیاز اصلی پرواز است این اصطلاح به معنای شور و شادی زیاد به ویژه در مواجهه با یک خبر بسیار خوب است ضرب المثل های بیشتر …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل«از آب گذشته»

سایت بدون – سفر دریایی در روزگار قدیم بسیار طولانی و خطرناک بود برای همین کسی که در این سفر حضور پیدا می کرد، وقتی از کشتی یا قایق پیاده می شد مثل زمانی نبود که سوار کشتی شده است نه خورد و خوابش مرتب بوده و همواره ترس را تجربه کرده است برای همین مدتی طول می کشید که …

توضیحات بیشتر »

ریشه و داستان ضرب المثل «بو دار بودن»

سایت بدون – برای مسلمانان طهارت خیلی مهم است آبی که با آن وضو می گیرند باید پاک و مطهر باشد این آب باید مشخصاتی داشته باشد که یکی از آن ها بودار نبودن مسلمانان با آبی که بو می دهد، وضو نمی گیرند اصطلاح بو دار بودن برای چیز یا موقعیتی به کار می رود که مشکوک است ضرب …

توضیحات بیشتر »