آخرین خبرها

بایگانی/آرشیو برچسب ها : ضرب المثل پارسی

ریشه و داستان ضرب المثل«اگر این جور باد بیاید که هیچ!»

سایت بدون – مردی نشسته بود و آرد نخودچی می خورد، از دور دوستش را دید ، خواست که تا دوستش می رسد، آرد نخودچی را مخفی کند که بادی وزید و بخشی از آن را پخش کرد، دوستش تا رسید ، پرسید :«چه می خوری » او جواب داد:« اگر باد همین جوری بوزد ، هیچ» این ضرب المثل ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل « آن قدر سمن هست که یاسمن توش گمه»

سایت بدون – سمن نوعی گل خوشبو است ، گلی دارای 3 برگ و یا 5 برگ که در ابعاد خیلی زیاد می روید ، در میان سمن که گاهی به آن نام رازقی هم گفته می شود ، گاهی گل خوشبوی دیگری که بوی بهتری دارد هم می روید که به آن یاس یا یاسمن گفته می شود.معمولا در ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل«بگیر و ببند و بده دست من پهلوان»

سایت بدون – در زمان های قدیم پهلوان ها اطرافیانی داشتند که به آن ها نوچه هم گفته می شد. این نوچه ها در واقع کارهای پهلوان را انجام می دادند ، مثلا قبلا از او دعوا می کردند ، اگر مشکلی برای او به وجود می آمد ، آن ها پیش قدم می شدند و …این نوچه ها بعد ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل«تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها»

سایت بدون – چیزک یعنی چیز خیلی کوچک است ، یعنی هرگاه «ک» تصغیر به هر چیز بچسبد معنی کوچک شدن آن می دهد،چیز هم اسم عام همه اشیا محسوب می شود.این ضرب المثل می خواهد بگوید درست است که یک حادثه ، یک اتفاق، یک خبر، یک شایعه می تواند به صورت دهان به دهان خیلی بزرگ شود و ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل «تا نگرید طفل کی نوشد لبن»

سایت بدون – اصل این ضرب المثل که از اشعار مولانا در مثنوی است، در بیت زیر لبن معنی شیر می دهد تا نگرید ابر کی خندد چمن/تا نگرید طفل کی نوشد لبن این بیت که در دفتر پنجم مثنوی آمده است می خواهد بگوید که اگر خود بچه ای که در درون گهواره است ، گریه نکند تا دیگران ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل «دلش طاقچه ندارد»

سایت بدون – در خانه های قدیمی چیزی وجود داشت که در معماری جدید از بین رفته است و آن طاقچه است . طاقچه یک برآمدگی نسبتا کوچک بود که روی دیوار تعبیه می شد تا خانواده بعضی از وسایل خود را روی آن نگه دارند ، روی این طاقچه معمولا وسایلی مثل آینه ،قرآن و …گذاشته می شد . ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل «آب ریخته شده جمع شدنی نیست»

سایت بدون – این ضرب المثل را باید از دو منظر دید و با دو روایت راویت اول:مردی بود که پشت همه مردم صحبت می کرد ، برایشان داستان درست می کرد ، یک روز پیر خردمندی خواست او نصحیت کند ، کوزه ای را مقابل او به زمین زد و شکست و گفت:« اگر آبی که درون کوزه بود ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل«مرغ همسایه غاز است»

سایت بدون – در روستاها و دهات های ایران مرغ بسیار بیشتر از غاز است . برای همین گوشت غاز و کباب غاز غذایی مطبوع تر از گوشت مرغ و کباب مرغ محسوب می شد.از آن جایی که کم پیش می آمد که کسی گوشت غاز بخورد این خوراک برای خیلی ها آرزو بود. یک روز مردی در خانه نشسته ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل «یک دست صدا ندارد»

سایت بدون – برای این که در مورد ریشه ضرب المثل بدانید زیاد لازم نیست که فکر کنید . همان طور که می دانید و بارها امتحان کرده اید ، در میهمانی ها و جشن ها مردم برای همراهی با مراسم دست می زنند ، دو دست را بر هم می کوبند ، این را برای تشویق و احترام هم ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل«باد آورده را باد می برد»

سایت بدون – در زمان خسرو پرویز بین ایران و روم جنگی درگرفت. فرمانده و پادشاه روم فردی به نام قیصر بود که ایرانی ها به آن هرقل می گویند. هرقل برای این که در صورت شکست کشورش غنایم ارزشمندی نصیب ایران نشود، هر چه چیز قیمتی بود را اعم از طلا و جواهرات در 4 کشتی کرد و آن ... بیشتر بخوانید »