آخرین خبرها

بایگانی/آرشیو برچسب ها : ریشه ضرب المثل

ریشه و داستان ضرب المثل « خر بیار و باقالی بار کن»

سایت بدون مردی باقلای زیادی خرمن کرده بود و در کنار آن خوابیده بود. دزدی آمد و بنا کرد به پر کردن ظرف خودش. صاحب باقلا با او گلاویز شد. دزد صاحب باقلا را بر زمین کوبید و روی سینه‌اش نشست و گفت: “من می‌خواستم مقدار کمی از باقلاهای تو را ببرم. حالا که این طور شد تو را می‌کشم ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل« چه کشکی ، چه پشمی ؟»

سایت بدون -چوپانی گله‌اش را به صحرا می‌بُرد، در راه به درخت گردوی تنومندی رسید، از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد، ناگهان گردباد سختی درگرفت، خواست فرود آید ترسید … از دور بقعه‌ی امام‌زاده‌ای را دید و گفت: ای امام‌زاده گله‌ام نذر تو، مرا از درخت سالم پایین بیاور. باد کمی ساکت شد، چوپان شاخه‌ی قوی‌تری ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل « وعده سر خرمن دادن»

سایت بدون -در جامعه کشاورزی ، زمان خرمن زمان بسیار مهمی است ، درست زمانی است که محصول رسیده و آن ها در اوج دارایی هستند ، برای همین هر آرزویی و خواسته ای که داشته باشند به آن روز موکول می کنند ، هر کس هم از آن ها چیزی می خواهد وعده آن روز را می دهند، روز ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان «جیبش تارعنکبوت بسته است»

سایت بدون – تارعنکبوت نشانه این است که مدت هاست کسی از آن مکان عبور نکرده است و عنکبوت فرصت کرده است که در کمال آرامش تارهای خود را بتند ، جیبی که تارعنکبوت بسته است ، جیبی است که دست مدت هاست درون آن نرفته و یعنی پولی در آن نیست که دست را پذیرا شود ، این ضرب ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل « گوش به زنگ بودن »

سایت بدون – برخلاف تصور شما که همین حالا هم فکر می کنید ، گوش به زنگ بودن به تلفن و موبایل یا زنگ دم در خانه تان ربط دارد ، ریشه این اصلاح بسیار قدیمی تر و جالب تر است . در آسیاب‌های آبی قدیمی زنگوله‌ای به سنگِ رویی آسیاب وصل می‌کردند که با چرخیدن سنگ زنگوله به صدا ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل «هر را از بر تشخیص ندادن »

سایت بدون -درمیان چوپانان صدای “هِر” برای طلبیدن گوسفندان و “بِر” برای جلو راندنشان استفاده می‌شد ، و اگر چوپانی آن را نمی‌دانست یعنی از اصول پرت بود! به همین دلیل می‌گفتند هِر را از بِر تشخیص نمی‌دهد. یعنی وقتی اولین اصول چوپانی را بلد نیستی چگونه می خواهی به هدایت گوسفندان بپردازی این ضرب المثل در توصیف کسانی به ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل « اگر قاطر کسی را رم ندهی ، کاری با تو ندارند»

سایت بدون -می گویند همسر ملانصرالدین روزی از او پرسید: بعداز مرگ چه بر سر آدم می‌آید؟ ملا گفت نمی‌دانم، اما می‌توانم به آن دنیا بروم و خبر بیاورم؛ به گورستان رفت و در گوری خالی نزدیک جاده دراز کشید، پس از مدتی به‌خواب رفت، صبح با شنیدن زنگ قاطرهای کاروانی بیدار شد و گمان کرد در دنیای دیگر است، ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل « حاجی ،حاجی مکه»

سایت بدون -اصل این ضرب المثل به صورت «حاجی ، حاجی را به مکه ببیند » است که به مرور زمان کوتاه شده است . در فرهنگ عامیانه ایران، هنگامی که فردی پس از مدتی طولانی به دیدار رفیقش می رود، رفیقش به مزاح به او می گوید حاجی حاجی مکه؟ و نیز کسی که دیر به دیر پیدایش می ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل «جهاندیده بسیار گوید دروغ»

سایت بدون – کسی که دنیا را دیده باشد ، تجربه بسیار کسب کرده ، خاطرات زیادی را شنیده است و برای همین است که وقتی می خواهد از تجربیات خود صحبت کند ، راست و دروغ را با هم قاطی می کنند و یک روایت ناخالص را بیان می کنند ، این ضرب المثل مثل ضرب المثل «لاف در ... بیشتر بخوانید »

ریشه و داستان ضرب المثل « لحن داوود و کر مادر زاد»

سایت بدون – در میان پیامبران حضرت داوود(ع) به آواز خوش معروف بوده ، حضرت داود (ع) بسیار خوش صوت بود، به طوری كه وقتی صدایش به مناجات بلند می‎شد، پرندگان به سوی او می‎آمدند و حیوانات وحشی گردن می‎كشیدند تا صدای دلنشین او را بشنوند..حال اگر این صدای آسمانی برای یک فرد ناشنوا خوانده شود چه فایده ای دارد؟این ... بیشتر بخوانید »